جمال الدين محمد الخوانساري

268

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

داشته باشد وسعى كند از براي آن بايد كه در آن متوسّل شود بحقّ تعالى واعتماد تمام أو بر فضل واحسان أو باشد وزيادة بر احتمال رسيدن بآن نداشته باشد . 8294 من سالم النّاس سترت عيوبه . هر كه آشتى كند با مردم پوشيده شود عيبهاى أو ، غرض ترغيب در اينست كه آدمي با همهء مردم آشتى باشد وبا كسى نزاع وجدالى نداشته باشد ، واين كه اين باعث اين مىشود كه عيبهاى أو پوشيده شود زيرا كه كسى كه چنين باشد كسى را نيز با أو كارى نباشد وجوياى عيبهاى أو نشود پس عيبهاى أو پنهان ماند بخلاف كسى كه با مردم عداوت ودشمنى كند چه دشمنان جوياى عيوب أو گردند ونمىشود كه آنها با تفحّص وتجسّس ايشان ظاهر نگردد ورسوا نشود . 8295 من اعتبر بعقله استبان . هر كه عبرت بگيرد بعقل خود عارف شود ، يعنى به آن چه خير أو باشد يا براه راست درست ، وممكن است كه ترجمه اين باشد كه هر كه بسنجد چيزها را بعقل خود عارف شود ، وبر هر تقدير وجه آن ظاهرست ومحتاج ببيان نيست . 8296 من أفشى سرّا استودعه « 1 » فقد خان . هر كه فاش كند سرّى را كه سپرده شده باشد آنرا پس بتحقيق كه خيانت كرده ، مراد اينست كه خيانت كه عقلا وشرعا مذموم است شامل اين نيز باشد ومخصوص بخيانت در أموال نيست . 8297 من كتم علما فكأنّه جاهل . هر كه پنهان دارد علمي را پس گوئيا كه أو نادانست ، غرض ترغيب در اظهار علوم وتعليم آنها بديگران وبخل نكردن در آنست ، نهايت اين در بعضي علوم است مثل احكام شرعيّه از براي كسى كه سؤال كند از آنها ، ودر بعضي ديگر مثل

--> ( 1 ) كذا در نسخهء شارح ( ره ) ودر چاپ صيدا ، ليكن در چاپ بمبئي ( ص 313 ، س 5 ) : « أودعه » .